نقش بیگانه در شکل دهی آسیب های فرهنگی
از طرفی پدیده کنترل و رصد و تغییر نیز می بایست از طریق فرهنگ سازی صورت پذیرد مثلا موضوع خودکشی در ایلام یک پدیده ای است کاملا فرهنگی و ناشی از نگاه نادرست به زن و خانواده نشات گرفته است.
حال باید دیده آسیب فرهنگی از کدام منافذ وارد بتن و بستر جامعه می شوند که طبیعتا شناخت آسیب فرهنگی ، و عناصر شکل دهنده و سازنده عادات، رفتارها و کنش های رایج افراد یک جامعه را تحت تأثیر خود قرار داده اند کار ساده ای نیست اما شناخت زمینه ها امکان پذیر است.
آسیب هایی این چنین، صرف نظر از میزان تخریب و خسارتی که بر مسائل روبنایی فرهنگ یک ملّت یا جامعه وارد می سازند، آن چنان در متن فرهنگ اصیل آن ملت یا جامعه رسوخ می کنند که از درون هسته مقاومت افراد را در برابر مفاسد و آسیب های فرهنگی تضعیف و آسیب پذیر می گردانند. این قبیل کنش ها رفته رفته نهادینه شده، حکم آداب و سنن حاکم بر جامعه را پیدا می کند، و در نتیجه، به استحاله فرهنگی و سرانجام به شکل گیری فرهنگی از نوع جدید می انجامد که با فرهنگ اولیه و اصیل تفاوت بارز دارد.
خطر کم رنگ شدن ارزش های والای فرهنگی و یا حتی خطر نابودی فرهنگ اصیل و بنیادین جوامع اسلامی ممکن است از درون و بطن جامعه متوجه ساختار فرهنگی جامعه شود، همان گونه که می تواند از پذیرش و یا آمادگی برای پذیرش ارزش های وارداتی فرهنگ بیگانه ناشی گردد. به هر حال، بحث از عوامل و عناصر آسیب رسان فرهنگی و یا بحث از ساختار آسیب پذیر فرهنگ به قالب و زمینه آسیب شناسی فرهنگی مربوط می شود، همان طور که بحث از شیوه ها و عوامل مؤثر تهاجم فرهنگی و یا بحث از ریشه ها و عوامل زمینه ساز رسوخ فرهنگ وارداتی، در آسیب شناسی فرهنگی جای می گیرد لذا اهمیت موضوع و شناخت اولین راه رسیدن به هدف است
امروزه به دلایلی، از جمله سرعت شگفت انگیز ارتباط و تبادل اطلاعات، از جهان انسانی با همه وسعت آن، به عنوان دهکده جهانی نام برده اند. سرعت انتقال داده ها و اطلاعات علمی و فرهنگی به گونه ای است که گویا مرزهای زمانی و مکانی را درنوردیده است، و در اندک زمان ممکن فراتر از مرزهای جغرافیایی، فرهنگ های اصیل و غیر اصیل ساکنان کره خاکی را تحت سیطره، نفوذ و تأثیر سازنده و یا ویرانگر خود قرار داده است. از آن جا که فرهنگ هر قوم و ملّت خمیرمایه حیات ادبی، و سرچشمه تراوش دانش و معرفت، و از ارکان بقاء و ثبات آن قوم و ملت به شمار می رود، شناخت به روز آسیب ها و آفات و بیماری های فرهنگی به منظور پیش گیری و یا درمان مناسب و به موقع، و حداقل به منظور انتشار بانگ هشدار باشی و اعلان آهنگ بیدار باش در مقابل هجمه فرهنگی خسارت بار بیگانگان امری مهم و ضروری به نظر می رسد. در این راستا، لحظه ای درنگ و غفلت و بی توجهی، جامعه را چه بسا گرفتار بحران هویت فرهنگی گرداند. همان گونه که یک کشاورز باید به موقع، به دفع یا رفع آفات کشت خویش بپردازد، وگرنه زحمت بیهوده ای متحمل گردیده است، بدون این که حاصلی مطلوب برداشت کرده باشد، یک فرهیخته فرهنگ دان و یا یک آسیب شناس فرهنگی نیز باید به هنگام و سر وقت نسبت به دفع و رفع آفات و سموم و ویروس های فرهنگی اقدام مقتضی و مناسب را انجام دهد.
فرهنگ کانون بهداشت زیستی ـ محیطی و جسمی ـ روانی فرد و جامعه و شاخص سلامت خرد و درایت و دانش و معرفت انسان ها می باشد. چنانچه این کانون از سرچشمه و نهاد، سالم و پاک و پیراسته بماند، محصول و تولید آن نیز پاکیزه و آراسته خواهد بود. و بر عکس، چنانچه سرچشمه و مسیر جریان فرهنگ بر بستر زندگی فردی و اجتماعی را گل و لای و رسوبات و آلودگی های فرا گیرد، آسیب ها و آفات فرهنگی یکی پس از دیگری سر می رسند و دامن فرد و جامعه را آلوده می سازند. اینجاست که هر از چند گاهی لازم است کارشناسان لایق امور فرهنگی به کالبد شکافی فرهنگ جامعه بپردازند و ضمن شناسایی آسیب ها، درصدد زدودن آلودگی ها و رسوبات فرهنگی ناشایست از پیکره جامعه برآیند.
اهمیت آسیب شناسی فرهنگی در جامعه اسلامی، هنگامی روشن تر خواهد بود که به حساسیت های سودمند و سعادت آفرین ناشی از دین و فرهنگ اسلام توجه وافر شود و مشخصه های فرهنگی اسلام کاملاً مدنظر قرار گیرد. وجود این قبیل حساسیت های دینی و فرهنگی، در واقع رهنمود عمل و رفتار امت اسلام و مشعل فروزان راه آنان خواهد بود. به برکت وجود همین حساسیت هاست که می توان حیات و توان و ثبات فرهنگ مسلمانی را بیمه کرد و در مقابل، بی بندوباری های فرهنگی و یا فرهنگ بی بندوباری و سایر مفاسد فرهنگی و یا فرهنگ فسادانگیزی مقاومت به خرج داد. برخی از کاربردهای فرهنگ وارداتی شمال «فرهنگ بی بندوباری»، «فرهنگ برهنگی»، «فرهنگ رفاه طلبی»، «فرهنگ دنیازدگی»، «فرهنگ بی نظمی و هرج و مرج»، و نظایر آن، همچنین استفاده از وصف فرهنگی در مواردی چون «بی بندوباری فرهنگی»، «برهنگی فرهنگی»، «بی نظمی فرهنگی»، است که تماما بر روی خانواده تاثیر منفی می گذارد و آسیب های فرهنگی که ریشه در آسیب های اجتماعی ، اقتصادی و سیاسی دارند نسبت به سایر آسیب ها از قدرت تخریب و از بین بردن بیشتری برخوردار هستند واگر بخواهیم ریشه یابی کنیم این علت را در پاسخ های زیر که خانواده ها به ما می دهند می توان جست
• خانواده در ایران جهان غرب را با چه دیدی مینگرند و جامعة خود را با چه دیدی؟
• نگرش فرزندان نسبت به علم، دین، اخلاق، عقلانیت و سیاست و معنویت چیست ؟
• خانواده از چه رفتارهایی برای نشان دادن مخالفتهای فرهنگی استفاده میکنند؟
• تأثیرات مستقیم و غیر مستقیم خانواده بر توسعه چیست؟
علت و ریشه اصلی آسیب ها از دید خانواده ها آسیب فرهنگی است که زمینه سایر آسیب ها را فراهم می آورد و تضاد و دوگانگی در رفتارهای مذهبی جامعی که دارای ریشه فرهنگی مذهبی هستند در دراز مدت اسیب ها و هنجارهای اجتماعی را دچار آسیب نموده و تبدیل به آسیب فرهنگی تبدیل می شود که زمینه آن در خانواده ها و ریشه تغییر نیز در خانواده است.
آری ما آمدیم تا باور کنیم همدیگر را که می شود و می توان راه و منش جلال آل احمد ها را گرفت و به سرانجام رساند ما هم می توانیم در جامعه شناسی حرفی جدید از جامعه نوین داشته باشیم اگر بخواهیم!