جامعه و سلامت اجتماعی
سلامت اجتماعی در معنای مطرح شده توسط کییز – ارزیابی فرد از عملکردش در اجتماع- به سبب شرایط موجود در کشور ما و نبود برخی از زیر ساختهای اساسی برای آن و در نتیجه نرسیدن به نقطه صفر مطرح شده در نظریه کییز، کاربردی نیست. گرچه می توان این استدلال را نیز مطرح کرد که سوال از افراد، برای سنجش سلامت اجتماعی کفایت نمی کند، ارزیابی های افراد بنا بر شرایطی از جمله ناآگاهی، کم توقعی برخی افراد و یا حتی معایب جمع آوری اطلاعات از طریق پرسشنامه و نیز نوع پرسشنامه کییز و محل سوال داشتن آن در ایران، می تواند با چالشهایی مواجه باشد. ضمن اینکه اعتقاد ما بر این است که برای سنجش سلامت اجتماعی باید هم از نظر متخصصین و هم از نظر فرد استفاده گردد. بر اساس آنچه عنوان شد، سلامت اجتماعی در این تحقیق بیشتر به فقدان پیوستار منفی در نظریه کییز و نه پیوستار مثبت مطرح شده توسط وی و نیز شاخص های سلامت اجتماعی از منظر میرینگوفها(1996) و یا مدنی و همکارانش(1389) نزدیک تر است ﺣﻤﺎﻳﺖ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﻧﺎﺷﻲ ﺍﺯ ﺷﺒﻜﻪ ﻣﻮﺟﺐ ﺍﻳﺠﺎﺩ ﺗﻌﻠﻖ، ﺻﻤﻴﻤﻴﺖ، ﻳﻜﭙﺎﺭﭼﮕﻲ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ، ﺩﺳﺘﻴﺎﺑﻲ ﺑﻪ ﺣﻤﺎﻳﺖ ﻫﺎﻱ ﺍﻃﻼﻋﺎﺗﻲ، ﻋﺎﻃﻔﻲ ﻭ ﺍﺑﺰﺍﺭﻱ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ، ﭘﻴﻮﻧﺪﻫﺎﻱ ﮔﻮﻧﺎﮔﻮﻥ، ﺣﻤﺎﻳﺖ ﻫﺎﻱ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﻣﺘﻨﻮﻋﻲ ﺑﺮﺍﻱ ﺍﻋﻀﺎﻱ ﺷﺒﻜﻪ ﻓﺮﺍﻫﻢ ﻣﻲ ﺳﺎﺯﺩ. ﻛﺮﺍﻭﻝ ﻣﻌﺘﻘﺪ ﺍﺳﺖ ﺑﺎ ﺗﻨﻮﻉ ﺭﻭﺍﺑﻂ، ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺑﻪ ﻃﻴﻒ ﻭﺳﻴﻌﻲ ﺍﺯ ﺣﻤﺎﻳﺖ ﻫﺎﻱ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺩﺳﺖ ﻣﻲ ﻳﺎﺑﻨﺪ ﻛﻪ ﺷﺎﻣﻞ ﺣﻤﺎﻳﺖ ﻫﺎﻱ ﺍﺑﺰﺍﺭﻱ، ﺣﻤﺎﻳﺖ ﻫﺎﻱ ﻋﺎﻃﻔﻲ ﻭ ﺭﻭﺣﻲ، ﺣﻤﺎﻳﺖ ﻫﺎﻱ ﺍﻃﻼﻋﺎﺗﻲ ﺍﺳﺖ. ﺣﻤﺎﻳﺖ ﻫﺎﻱ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺭﺍ ﻗﺎﺩﺭ ﻣﻲ ﺳﺎﺯﺩ ﺗﺎ ﺗﻮﺍﻧﺎﻳﻲ ﺭﻭﻳﺎﺭﻭﻳﻲ ﺑﺎ ﻣﺸﻜﻼﺕ ﺭﻭﺯﻣﺮﻩ ﻭ ﺑﺤﺮﺍﻥ ﻫﺎﻱ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﺭﺍ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ. ﻛﺎﺭﻛﺮﺩﻫﺎﻱ ﺭﻭﺍﺑﻂ ﻭ ﭘﻴﻮﻧﺪﻫﺎﻱ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﺩﺭ ﺩﻭ ﺳﻄﺢ ﻓﺮﺩﻱ ﻭﺟﻤﻌﻲ ﻣﻄﺮﺡ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ ﺍﻣﺪﺍﺩ ﺭﺳﺎﻧﻲ ﺩﺭ ﺭﻭﺍﺑﻂ ﺣﻤﺎﻳﺘﻲ ﺑﻪ ﺍﻓﺮﺍﺩﻱ ﻛﻪ ﺑﻪ ﻫﺮ ﺩﻟﻴﻞ ﺩﺭ ﻳﻜﻲ ﺍﺯ ﺍﺑﻌﺎﺩ ﻣﺬﺑﻮﺭ ﻣﺤﺮﻭﻡ ﺑﺎﻗﻲ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﺍﻧﺪ ، ﻓﺮﺻﺘﻲ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﻣﻲ ﺩﻫﺪ ﻛﻪ ﺍﺳﺘﻌﺪﺍﺩﻫﺎﻱ ﻣﻨﺤﺼﺮ ﺑﻪ ﻓﺮﺩ ﺭﺍ ﺷﻜﻮﻓﺎ ﺳﺎﺯﺩ ﺗﺎ ﺑﺘﻮﺍﻧﻨﺪ ﺩﺭ ﺟﻬﺖ ﺧﻴﺮ ﺷﺨﺼﻲ ﻭ ﺟﻤﻌﻲ ﮔﺎﻡ ﺑﺮﺩﺍﺭﻧﺪ. ﺑﺪﻳﻬﻲ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﻣﻴﺰﺍﻥ ﻣﻮﻓﻘﻴﺖ ﺭﻭﺍﺑﻂ ﺣﻤﺎﻳﺘﻲ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺑﺴﺘﮕﻲ ﺑﻪ ﻣﻴﺰﺍﻥ ﮔﺮﻣﺎﻱ ﺭﻭﺍﺑﻂ ﻭ ﺗﺪﺍﻭﻡ ﺍﻳﻦ ﺭﻭﺍﺑﻂ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﻳﻚ ﻭﻇﻴﻔﻪ ﻭ ﻋﺎﺩﺕ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﺩﺍﺭﺩ. ﺑﺴﻂ ﻭ ﮔﺴﺘﺮﺵ ﺭﻭﺍﺑﻂ ﺩﻭﺳﺘﻲ ﺩﺭ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺑﺎﻋﺚ ﺍﻓﺰﺍﻳﺶ ﻛﻤﻚ ﺩﻭﺟﺎﻧﺒﻪ، ﺗﻌﻬﺪ ﻣﺸﺘﺮﻙ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ. ﺷﻴﻮﻉ ﺁﺛﺎﺭ ﻓﻮﻕ ﺍﻟﺬﻛﺮ ﺩﺭ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻣﻨﻮﻁ ﺑﻪ ﺗﻨﻴﺪﮔﻲ ﻫﺎﻱ ﺣﺪﺍﻗﻞ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﭘﻴﻮﻧﺪﻫﺎﻱ ﺿﻌﻴﻒ( ﭘﻞ ﻫﺎﻱ ﺍﺭﺗﺒﺎﻃﻲ ﺁﺷﻨﺎﻳﻲ) ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﻴﻦ ﮔﺮﻭﻩ ﻫﺎ ﺗﻮﺍﻡ ﺑﺎ ﮔﺮﺍﻳﺶ ﻋﺎﻡ ﮔﺮﺍﻳﻲ ﺻﻮﺭﺕ ﻣﻲ ﮔﻴﺮﺩ. ﺑﺎﻟﻌﻜﺲ ﺍﮔﺮ ﺭﻭﺍﺑﻂ ﺩﻭﺳﺘﻲ ﺑﻴﻦ ﺷﺨﺼﻲ ﻭ ﺳﻮﮔﻴﺮﻱ ﺧﺎﺹ ﮔﺮﺍﻳﺎﻧﻪ
ﺩﺭﻣﺤﺪﻭﺩﻩ ﺍﻭﻟﻴﻪ ﺑﺎﻗﻲ ﺑﻤﺎﻧﺪ، ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺻﻮﺭﺕ ﺍﻳﻦ ﺭﻭﺍﺑﻂ ﻣﺎﻧﻊ ﺑﺮﻗﺮﺍﺭﻱ ﺭﻭﺍﺑﻂ ﺑﻴﻦ ﮔﺮﻭﻫﻲ ﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﺷﺪ. ﺩﺭ ﭼﻨﻴﻦ ﺣﺎﻟﺘﻲ ﺭﻭﺍﺑﻂ ﻣﺬﺑﻮﺭ ﺣﺎﺋﺰ ﭘﻴﻮﻧﺪﻫﺎﻱ ﻧﺎﺧﻮﺍﺳﺘﻪ ﺑﺮﺍﻱ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﺷﺪ. ﺍﺯ ﺟﻤﻠﻪ ﺟﺎﻳﮕﺰﻳﻨﻲ ﺭﻭﺍﺑﻂ ﺑﻪ ﺟﺎﻱ ﺿﻮﺍﺑﻂ، ﻓﺴﺎﺩ ﺍﺩﺍﺭﻱ ﻭ ﺳﻴﺎﺳﻲ، ﺗﻀﺎﺩﻫﺎﻱ ﺑﻴﻦ ﮔﺮﻭﻫﻲ ﻭ ﺑﺎﻻﺗﺮ ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﺗﻀﻌﻴﻒ ﺍﻧﺴﺠﺎﻡ ﻣﻠﻲ ﺭﻭﺍﺑﻂ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﺩﺭ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺩﭼﺎﺭ ﺍﺧﺘﻼﻝ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﻣﺘﻘﺎﺑﻞ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﺩﺭ ﻋﺮﺻﻪ ﺭﻭﺍﺑﻂ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﺩﺭ ﻋﺮﺽ ﺟﺎﻣﻌﻪ، ﺣﻘﻮﻕ ﻭ ﺁﺯﺍﺩﻱ ﺍﻛﺜﺮﻳﺖ ﺭﺍ ﻣﺤﺪﻭﺩ ﻣﻲ ﻛﻨﺪ. ﺍﻓﺰﻭﻥ ﺑﺮ ﺍﻳﻦ ﺍﺧﺘﻼﻝ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺍﺳﺘﺤﻜﺎﻡ ﺍﺟﺘﻤﺎﻉ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺍﻱ ﻭ ﺧﺪﺷﻪ ﺩﺍﺭ ﻣﻲ ﺳﺎﺯﺩ ﻭ ﺑﺎ ﺗﻀﻌﻴﻒ ﺁﻥ ﺁﺣﺎﺩ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺑﻪ ﻧﺴﺒﺖ ﺍﺯ ﺁﺯﺍﺩﻱ ﻋﻤﻞ ﺳﺎﺯﻧﺪﻩ ﺑﻲ ﻧﺼﻴﺐ ﻣﻲ ﺷﻮﻧﺪ.
آری ما آمدیم تا باور کنیم همدیگر را که می شود و می توان راه و منش جلال آل احمد ها را گرفت و به سرانجام رساند ما هم می توانیم در جامعه شناسی حرفی جدید از جامعه نوین داشته باشیم اگر بخواهیم!