حفظ و نابودي سرمايه اجتماعي
اما بسياري از مهمترين شبكه هاي اعتماد و هنجارهاي اجتماعي براي شركت فردي كه ريشه در رفتارهاي اجتماعي جامعه پيرامون خود دارد، كاملاً برون زاد خواهد بود. فراهم ساختن و تدارك سرمايه اجتماعي با واسطه و ميانجيگري مجموعه اي از نهادهايي كه تقريباً به وسعت و گستردگي خود جامعه هستند، انجام مي پذيرد. خانواده ها، مدارس، كليساها و انجمنهاي داوطلبانه، انجمنهاي تخصصي، فرهنگ عمومي و غيره از آن جمله است. اكثر اين نهادها با اقتصاد بازار كاملاً بيگانه هستند. بودجه برخي از اين نهادها، از قبيل مدارس، را مردم با پرداخت ماليات تامين مي كنند: برخي ديگر مانند خانواده ها يا انجمنهاي خيريه ازطريق توليدات فرعي فعاليتهاي ديگر، سرمايه اجتماعي توليد مي كنند، چنانچه جيمزكلمن خاطرنشان ساخته است، سرمايه اجتماعي مانند بسياري از اشكال ديگر سرمايه انساني يك منفعت عمومي است، و بنابراين، بازارهاي رقابتي به طور منظم براي آن سرمايـه گذاري مي كنند (فوكوياما، 1379، صفحه 89).
در ادامه اين بحث بعضي عوامل را، كه خود نتيجه تصميمات افراد هستند مطرح خواهيم كرد كه به ايجاد يا نابودي سرمايه اجتماعي كمك مي كنند.
1 - فروبستگي: اثر فروبستگي، بويژه با درنظرگرفتن سيستمي شامل والدين و كودكان به خوبي مي تواند مشاهده شود. در اجتماعي كه مجموعه وسيعي از انتظارات و تعهدات، بزرگسالان را به هم پيوند مي دهد، هر بزرگسالي مي تواند از حساب مشترك خود با ديگر بزرگسالان براي كمك به نظارت و كنترل فرزندانش استفاده كند. اگر A وB در اجتماعي بزرگسال باشند و a وb به ترتيب كودكان آنها باشنــد، در آن صورت فروبستگي در جامعه مي تواند مانند شكل 1 (a) تصوير شود كه در آن پيكانها از كنشگري به كنشگر ديگر مجدداً نمايانگر وابستگي دومي به اولي ازطريق رويدادهايي است كه اولي كنترل مي كند. فقدان فروبستگي در شكل 1 (b) نشان داده شده است، كه در آن والدين، A وB دوستاني در خارج از اين اجتماع دارند. در اجتماعي مانند آنچه كه در شكل 1 (a) نشان داده شده است، A وB هر دو مي توانند از تعهدات متقابل خود براي كمك به پرورش كودكانشان استفاده كنند و مي توانند هنجارهايي درباره رفتار كودكانشان به وجود آورند. كنشهاي هر كودك a يا b برونبودهايي مستقيم يا غيرمستقيم، هم بر A و هم برB در هر دو اجتماع تحميل مي كنند؛ اما تنها در اجتماعي كه به وسيله شكل 1 (a) نشان داده شده است فروبستگي موجود به B,A امكان مي دهد هنجارهايي برقرار و اعمال ضمانتهاي اجرايي يكديگر را درمورد كودكان تقويت كنند. (كلمن، 1377، صفحه 478).
2 - ثبات: عامل دومي كه بر ايجاد و نابودي سرمايه اجتماعي تاثير مي گذارد ثبات ساختار اجتماعي است. هر شكل سرمايه اجتماعي به استثناي شكلي كه از سازمانهاي رسمي با ساختارهاي مبتني بر مشاغل نشأت مي گيرد، به ثبات وابسته است. درهم گسيختگي سازمان اجتماعي يا روابط اجتماعي مي تواند براي سرمايه اجتماعي بسيار ويرانگر باشد. اختراع اجتماعي سازمانهايي كه به جاي افراد، مشاغل، عناصر ساختار را تشكيل مي دهند شكلي از سرمايه اجتماعي فراهم كرده است كه مي تواند ثبات را در برابر بي ثباتي افراد حفظ كند. در مواردي كه افراد، صرفاً اشغال كنندگان مشاغل هستند، تنها عملكرد شاغلان، نه خود ساختار، با تحرك افراد دچار اختلال مي شود. اما براي هر شكل ديگر سرمايه اجتماعي، تحرك فردي، كنش بالقوه اي را به وجود مي آورد كه نابودكننده خود ساختار - و بنابراين، سرمايه اجتماعي وابسته به آن خواهدبود (همان منبع، صفحه 490).
3 - ايدئولوژي: عامل سومي كه بر ايجاد و نابودي سرمايه اجتماعي تاثير مي گذارد ايدئولوژي است ايدئولوژي مي تواند با تحميل اين خواست به فرد كه به سود چيزي يا كسي غير از خودش عمل كند، سرمايه اجتماعـــي به وجود آورد. اين امر در اثراتي آشكار است كه ايدئولوژي مذهبي در واداركردن افراد، به توجه به منافع ديگران دارد.
تاثير غيرمستقيم و نسبتاً شگفت انگيزي از مقايسه مدارس مذهبي و غيرمذهبي ملاحظه شده است. مدارس خصوصي وابسته به سازمانهاي مذهبي در آمريكا، به رغم معيارهاي انضباطي انعطاف پذيرترشان، ميزان ترك تحصيل بسيار كمتري از مدارس خصوصي غيرمذهبي يا مدارس دولتي دارند. علت آشكار، سرمايه اجتماعي دردسترس مدرسه وابسته به سازمانهاي مذهبي است كه براي بيشتر مدارس ديگر، خصوصي يا دولتي، وجود ندارد. اين امر تا اندازه اي به ارتباطات اجتماعي - ساختاري بين مدرسه و والدين، ازطريق اجتماع مذهبي بستگي دارد. با وجود اين، تا اندازه اي به اين اصل ناشي از آئين مذهبي بستگي دارد كه هر فردي ازنظر خداوند مهم است. يك نتيجه اين اصل اين است كه جوانان خيلي كمتراحتمال دارد كه ازطريق بي توجهي ازنظر اداري از دست بروند. به علت ايدئولوژي مذهبي مدير مدرسه، كاركنان، و اعضاي بزرگسال اجتماع مذهبي كه با مدرسه ارتباط دارند، به نشانه هاي بيگانگي و كناره گيري به طور سريعتر پاسخ داده مي شود.
همچنين شيوه هايي وجود دارد كه به كمك آنها ايدئولوژي مي تواند اثر منفي بر ايجاد سرمايه اجتماعي داشته باشد. ايدئولوژي خودبسندگي، مانند آنچه طرفداران اپيكور در يونان باستان به آن اعتقاد داشتند، يا يك ايدئولوژي كه بر رابطه جداگانه و مستقل هر فرد با خداوند تاكيد مي كند، كه عمدتاً اساس آئين پروتستان را تشكيل مي دهد، مي تواند از ايجاد سرمايه اجتماعي جلوگيري كند (همان منبع، صفحه 491).
4 - عوامل ديگر: اگرچه عوامل گوناگون ديگري وجود دارد كه بر ايجاد و نابودي سرمايه اجتماعي تاثير مي گذارد تنها يك دسته بزرگ آنها بويژه مهم است. و آن، دسته اي از عواملي است كه افراد را كمتر به يكديگر وابسته مي كند. رفاه و فراواني عامل مهمي در اين دسته است؛ منابع رسمي حمايت در زمان نياز (انواع گوناگون كمك دولت) عامل ديگري است. حضور اين عوامل گوناگون اجازه مي دهد كه هر سرمايه اجتماعي كه به وجود آمده است مستهلك گرديده و تجديد نشود. زيرا به رغم جنبه منفعت عمومي سرمايه اجتماعي، هرچه بيشتر افراد از يكديگر درخواست كمك كنند، مقدار سرمايه اجتماعي كه ايجاد مي شود بيشتر خواهدبود. هنگامي كه به دليل رفاه و فراواني، كمك دولت، يا عامل ديگري، افراد كمتر به يكديگر نياز داشته باشند، سرمايه اجتماعي كمتري ايجاد مي شود. سرانجام، يادآوري اين نكته سودمند است كه سرمايه اجتماعي يكي از شكلهاي سرمايه است كه با گذشت زمان مستهلك مي شود. سرمايه اجتماعي مانند سرمايه انساني و سرمايه فيزيكي اگر تجديد نشود مستهلك مي گردد. روابط اجتماعي اگر حفظ نشود به تدريج از بين مي رود. انتظارات و تعهدات باگــــذشت زمان ضعيف و ناپديد مي شود؛ و هنجارها به ارتباط منظم بستگي دارد (همان منبع، صفحه 491).
در ادامه اين بحث بعضي عوامل را، كه خود نتيجه تصميمات افراد هستند مطرح خواهيم كرد كه به ايجاد يا نابودي سرمايه اجتماعي كمك مي كنند.
1 - فروبستگي: اثر فروبستگي، بويژه با درنظرگرفتن سيستمي شامل والدين و كودكان به خوبي مي تواند مشاهده شود. در اجتماعي كه مجموعه وسيعي از انتظارات و تعهدات، بزرگسالان را به هم پيوند مي دهد، هر بزرگسالي مي تواند از حساب مشترك خود با ديگر بزرگسالان براي كمك به نظارت و كنترل فرزندانش استفاده كند. اگر A وB در اجتماعي بزرگسال باشند و a وb به ترتيب كودكان آنها باشنــد، در آن صورت فروبستگي در جامعه مي تواند مانند شكل 1 (a) تصوير شود كه در آن پيكانها از كنشگري به كنشگر ديگر مجدداً نمايانگر وابستگي دومي به اولي ازطريق رويدادهايي است كه اولي كنترل مي كند. فقدان فروبستگي در شكل 1 (b) نشان داده شده است، كه در آن والدين، A وB دوستاني در خارج از اين اجتماع دارند. در اجتماعي مانند آنچه كه در شكل 1 (a) نشان داده شده است، A وB هر دو مي توانند از تعهدات متقابل خود براي كمك به پرورش كودكانشان استفاده كنند و مي توانند هنجارهايي درباره رفتار كودكانشان به وجود آورند. كنشهاي هر كودك a يا b برونبودهايي مستقيم يا غيرمستقيم، هم بر A و هم برB در هر دو اجتماع تحميل مي كنند؛ اما تنها در اجتماعي كه به وسيله شكل 1 (a) نشان داده شده است فروبستگي موجود به B,A امكان مي دهد هنجارهايي برقرار و اعمال ضمانتهاي اجرايي يكديگر را درمورد كودكان تقويت كنند. (كلمن، 1377، صفحه 478).
2 - ثبات: عامل دومي كه بر ايجاد و نابودي سرمايه اجتماعي تاثير مي گذارد ثبات ساختار اجتماعي است. هر شكل سرمايه اجتماعي به استثناي شكلي كه از سازمانهاي رسمي با ساختارهاي مبتني بر مشاغل نشأت مي گيرد، به ثبات وابسته است. درهم گسيختگي سازمان اجتماعي يا روابط اجتماعي مي تواند براي سرمايه اجتماعي بسيار ويرانگر باشد. اختراع اجتماعي سازمانهايي كه به جاي افراد، مشاغل، عناصر ساختار را تشكيل مي دهند شكلي از سرمايه اجتماعي فراهم كرده است كه مي تواند ثبات را در برابر بي ثباتي افراد حفظ كند. در مواردي كه افراد، صرفاً اشغال كنندگان مشاغل هستند، تنها عملكرد شاغلان، نه خود ساختار، با تحرك افراد دچار اختلال مي شود. اما براي هر شكل ديگر سرمايه اجتماعي، تحرك فردي، كنش بالقوه اي را به وجود مي آورد كه نابودكننده خود ساختار - و بنابراين، سرمايه اجتماعي وابسته به آن خواهدبود (همان منبع، صفحه 490).
3 - ايدئولوژي: عامل سومي كه بر ايجاد و نابودي سرمايه اجتماعي تاثير مي گذارد ايدئولوژي است ايدئولوژي مي تواند با تحميل اين خواست به فرد كه به سود چيزي يا كسي غير از خودش عمل كند، سرمايه اجتماعـــي به وجود آورد. اين امر در اثراتي آشكار است كه ايدئولوژي مذهبي در واداركردن افراد، به توجه به منافع ديگران دارد.
تاثير غيرمستقيم و نسبتاً شگفت انگيزي از مقايسه مدارس مذهبي و غيرمذهبي ملاحظه شده است. مدارس خصوصي وابسته به سازمانهاي مذهبي در آمريكا، به رغم معيارهاي انضباطي انعطاف پذيرترشان، ميزان ترك تحصيل بسيار كمتري از مدارس خصوصي غيرمذهبي يا مدارس دولتي دارند. علت آشكار، سرمايه اجتماعي دردسترس مدرسه وابسته به سازمانهاي مذهبي است كه براي بيشتر مدارس ديگر، خصوصي يا دولتي، وجود ندارد. اين امر تا اندازه اي به ارتباطات اجتماعي - ساختاري بين مدرسه و والدين، ازطريق اجتماع مذهبي بستگي دارد. با وجود اين، تا اندازه اي به اين اصل ناشي از آئين مذهبي بستگي دارد كه هر فردي ازنظر خداوند مهم است. يك نتيجه اين اصل اين است كه جوانان خيلي كمتراحتمال دارد كه ازطريق بي توجهي ازنظر اداري از دست بروند. به علت ايدئولوژي مذهبي مدير مدرسه، كاركنان، و اعضاي بزرگسال اجتماع مذهبي كه با مدرسه ارتباط دارند، به نشانه هاي بيگانگي و كناره گيري به طور سريعتر پاسخ داده مي شود.
همچنين شيوه هايي وجود دارد كه به كمك آنها ايدئولوژي مي تواند اثر منفي بر ايجاد سرمايه اجتماعي داشته باشد. ايدئولوژي خودبسندگي، مانند آنچه طرفداران اپيكور در يونان باستان به آن اعتقاد داشتند، يا يك ايدئولوژي كه بر رابطه جداگانه و مستقل هر فرد با خداوند تاكيد مي كند، كه عمدتاً اساس آئين پروتستان را تشكيل مي دهد، مي تواند از ايجاد سرمايه اجتماعي جلوگيري كند (همان منبع، صفحه 491).
4 - عوامل ديگر: اگرچه عوامل گوناگون ديگري وجود دارد كه بر ايجاد و نابودي سرمايه اجتماعي تاثير مي گذارد تنها يك دسته بزرگ آنها بويژه مهم است. و آن، دسته اي از عواملي است كه افراد را كمتر به يكديگر وابسته مي كند. رفاه و فراواني عامل مهمي در اين دسته است؛ منابع رسمي حمايت در زمان نياز (انواع گوناگون كمك دولت) عامل ديگري است. حضور اين عوامل گوناگون اجازه مي دهد كه هر سرمايه اجتماعي كه به وجود آمده است مستهلك گرديده و تجديد نشود. زيرا به رغم جنبه منفعت عمومي سرمايه اجتماعي، هرچه بيشتر افراد از يكديگر درخواست كمك كنند، مقدار سرمايه اجتماعي كه ايجاد مي شود بيشتر خواهدبود. هنگامي كه به دليل رفاه و فراواني، كمك دولت، يا عامل ديگري، افراد كمتر به يكديگر نياز داشته باشند، سرمايه اجتماعي كمتري ايجاد مي شود. سرانجام، يادآوري اين نكته سودمند است كه سرمايه اجتماعي يكي از شكلهاي سرمايه است كه با گذشت زمان مستهلك مي شود. سرمايه اجتماعي مانند سرمايه انساني و سرمايه فيزيكي اگر تجديد نشود مستهلك مي گردد. روابط اجتماعي اگر حفظ نشود به تدريج از بين مي رود. انتظارات و تعهدات باگــــذشت زمان ضعيف و ناپديد مي شود؛ و هنجارها به ارتباط منظم بستگي دارد (همان منبع، صفحه 491).
+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم اسفند ۱۳۸۹ ساعت ۲:۵۳ ب.ظ توسط فاطمی
|
آری ما آمدیم تا باور کنیم همدیگر را که می شود و می توان راه و منش جلال آل احمد ها را گرفت و به سرانجام رساند ما هم می توانیم در جامعه شناسی حرفی جدید از جامعه نوین داشته باشیم اگر بخواهیم!