امنیت اجتماعی را چه کسی باید تامین کند
> ظَهَرَ الْفَسَادُ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ بِمَا كَسَبَتْ أَيْدِي النَّاسِ لِيُذِيقَهُمْ بَعْضَ الَّذِي عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ<؛ (روم/41) فساد در خشکي و دريا به خاطر کارهاي که مردم انجام دادهاند آشکار شده است، خدا ميخواهد نتيجة بعضي از اعمال شان را به آنان بچشاند شايد به سوي حق باز گردند.
يکي از اساسيترين پايههاي سعادت در زندگي انسان «امنيت» است؛ در پرتوي امنيت است که تمام شئون و ابعاد مختلف اقتصادي، اجتماعي، اخلاقي، علمي، صنعتي در مسير طبيعي جريان دارد، استعدادهاي ملت در مجاري صحيح به کار ميآفتد و شکوفا ميشود و جامعه و کشور راه ترقي و پيشرفت ميپيمايد. انسانهاي مؤمن و دينداران راستين، امنيت را در ساية ايمان و تعاليم الهي جستوجو ميکند و با وجود سرماية دين و ايمان «امنيت» و آرامش، خود به خود به وجود ميآيد و هيچ يک بر خود اجازه تجاوز به حقوق ديگران را نميدهد.
قرآن کريم در اين زمينه ميگويد: >الَّذينَ آمَنُوا وَ لَمْ يَلْبِسُوا إيمانَهُمْ بِظُلْمٍ أُولئِكَ لَهُمُ الْأَمْنُ وَ هُمْ مُهْتَدُون<؛(انعام/82) کساني که به پروردگار ايمان آوردهاند و ايمان خود را به ظلم و ستم نيالودهاند، براي آنان امنيت و آرامش است و آنان هدايت يافتگاناند.
نتیجه گیری
اما نتیجه نشان می دهد امنیت، مفهومی مبهم، نسبی و نارسا است؛ چه اینکه در برخی تعریف ها تنها کنش های نظامی دربرابر دشمن مورد توجه قرار گرفته است، در برخی دیگر، کنش های نظامی و غیرنظامی، در تعدادی معیار، ملت، و در برخی معیار، دولت است، در بعضی نیز احساس امنیت مهم و در مواردی واقعیت امنیت ارزشمند، برخی امنیت ملی را محدود به استقلال و تمامیت ارضی نشان می دهند، و بعضی رفاه عمومی، آزادی های سیاسی و مشارکت اجتماعی را نیز در شمار مسائل امنیت ملی قرار می دهند
اما نگاه قرآن به مقوله امنیت نگاهی متفاوت از نگاههای علمی روز دنیا است زیرا قرآن به تمامی مصداق های امنیت به نوعی نگرش مثبت داشته و این مقوله را از جنبه های الزام اور برای بشر رهنمون ساخته است و تمسک به آن می تواند مشکلات امنیتی و اخلاقی را در جامعه فعلی مرتفع نماید
راهکار نخست با استفاده از آیات قرآن برای پیشگیری از رخداد ناهنجاری ها نیز بسیار کارآمد است و مانع شکل گیری ناهنجاری می شود. خاستگاه شناسی ناهنجاری های فردی نشان می دهد این گونه ناهنجاری ها از فقر اقتصادی، فرهنگی، آزادی مطلق، بیماری، تسامح و تساهل حکومت، ناکارآمدی حکومت و… مایه می گیرد. مجموعه این ریشه ها یا نتیجه ضعف و ناکارآمدی حکومت است و یا نتیجه مستقیم عملکرد خود فرد. بنابراین قرآن در مرحله خاستگاه، هم دولت را مخاطب قرار می دهد و هم فرد را؛ برای نمونه در مورد فقر به عنوان عامل بسیاری از ناهنجاری های فردی قرآن دو نوع رهنمود دارد:
به سخنی دیگر اگر آدمی ایمان واقعی داشته باشد و در مسیر تقوا و هنجاری حرکت کند هرگز دچار بحران موادغذایی و یا کمبودهای دیگر در جهان مادی نمی شود ولی ظلم به نفس و یا دیگری موجب می شود که گرفتار بلا و یا ابتلا و یا حتی تنبیه و عذاب شود، به نظر می رسد که داستان حضرت موسی(ع) و درگیری وی با قبطی کافر و فرار وی از مصر بیانگر نکته ای باشد که مورد نظر ما دراین جاست؛ زیرا ظلم به نفس موجب می شود که دنیا بر او تنگ آید و اگر دعا و نیایش و بازگشت وی نبود که با «رب انی بما انزلت الی من خیر فقیر» بیان می شود او در گرفتاری شخصی خود و فقدان غذا و امنیت باقی می ماند ولی بازگشت وی به سوی خداوند که با عبارت انی ظلمت نفسی بیان می شود موجب شد تا مورد عنایت قرار گرفته و از نعمت غذا و جا و همسر برخوردار گردد، داستان حضرت یونس(ع) که به لقب ذالنون شناخته می شود نیز بیانگر همین مسئله می باشد که همراه با توجه و بازگشت به خدا و اقرار ظلم به نفس از مشکل فقدان امنیت و تغذیه و مانند آن رهایی می یابد.
آری ما آمدیم تا باور کنیم همدیگر را که می شود و می توان راه و منش جلال آل احمد ها را گرفت و به سرانجام رساند ما هم می توانیم در جامعه شناسی حرفی جدید از جامعه نوین داشته باشیم اگر بخواهیم!