1.در جامعه ای که چند ارزش باشد ناهنجاری در سیستم به وجود می اید 

2.جامعه ای که تعادل زیستی دارد ارزشها نسبی هستند یا اختلافات در رابطه با این ارزشها به رسمیت شناخته می شوند.  

هنجارها:ارزشها کلی اند اما هنجارها قواعد ویژه یک جمع همبسته را مشخص می کنند،هنجارها به ارزشها جنبه عملی می دهند و به نوعی توسط ارزشها مشروعیت می یابند. از نظر پارسونز هنجارها قواعد ویؤه جمع همبسته یا مجموعه قواعدی که در یک ساختمان اجتماعی رعایت می شوند.

یک همبستگی نهادینه شده،در این جمع ارزشهای مشترک که بر اساس ان عمل می شود باعث هم بستگی در ان جمع می شود. افراد می توانند به جمع های مختلفی تعلق داشته باشند و در هر یک از جمع ها نقش های متفاوتی را به عهده گیرند.

نقش ها:

نقش های مختلفی که یک نفر در زندگی روزمره خود ایفا می کند ،اجتماعی که از نقش های مختلف ایجاد شده باشد ساختارهای مختلفی را ایجادمی کند نقش ها در قالب ارزشها شکل می گیرند،جامعه ای مانند بریتانیا (جمع)بر اساس دمکراسی(ارزشهای سازمان دهنده)فردی که عضو مجلس است(نقش)وقتی انتخا بات جدید بر گزار می شود کرسی خود را از دست می دهد(هنجار)  کارکردگرایان معتقدند ارتباط ارزشها و محیط بسیار با اهمیت است وقتی نظام اجتماعی خاص دچار مشکل ویا تغیر می شود وقتی ارزشها ی محیط نتوانند تغیرات محیط را توجیه کنند به نوعی دچار بحران و دشواری می شوند.ارتباط بین محیط و ارزش به دو دلیل اهمیت دارد: 1.ارزشها در بردارنده هنجارها و نقش ها هستند 2.ارزشها علت مستمر جمع هستند. از نظر جانسون انقلاب زمانی رخ می دهد که ارزشها قهدر به توجیه محیط نباشند،ارزشها و محیط با هم مطابقت نداشته باشند. دارندوف در کتاب مسئله المان می گوید : باپایان جنگ جهانی اول در المان ارزشها ی اقتدار گرایانه در زمان قیصر مورد اعتماد المان بود اما المان در این جنگ شکست می خورد از یک طرف حکومت وایمار که در شکل جمهوری بود بر سر کار می اید در حالی که مردم المان انتظار نداشتند در جنگ ببازند از یک طرف بخش هایی از جامعه تحت حکومت سوسیال دمکراتها قرقر می گیرد که نه در گذشته تجربه حکومت داشت نه اکثریت شهر وندان ان را شایسته حکومت می دانستند. تغیراتی که در محیط ایجاد می شود بر خلاف ارزشهای اقتدار گرایانه مردم المان بود. مردم به 2 صورت می توانند با تغیرات بر خورد کنند.

1.تغیراتی که ناگهان ایجاد شده می پذیرند

2.یا برای ارزشها ی درونی خود به حالت برگرداندن محیط به مانند قبل تلاش کنند. 

ساختار جامعه المان اقتدارطلب بود و نمی توانست حکومت دمکراتیک را بپذیرد که با ارزشهای اقتدار گرایانه که حاکم بر جامعه المان بود نتوانست حکومت دمکراتیک را بپذیرد.