1- برخی سمتها از سمتهای دیگر خوشایندترند.

2-برخی سمتها برای بقای جامعه از سمتهای دیگر مهمترند.

3-سمتهای گوناگون اجتماعی تواناییها و استعدادهای متفاوتی را ایجاب می­کنند.

-از دیدگاه کارکردگرایان­ساختاری معتقدند که هیچ جامعه­ای نمی­تواند بر پایه زور برای مدتی طولانی عملکرد داشته باشد و باید جوامع برای زنده ماندن به شایسته سالاری و انتصاب مدرن روی آورندکه شامل:

1- هر جامعه­ای باید برای برخورد با محیطش روشهای مناسبی داشته باشد.

2- هر جامعه­ای باید روش کارآمدی برای برقراری روابط جنسی داشته باشد.

3- هر جامعه­ای باید به اندازۀ کافی نقشهای تفکیک شده در اختیار داشته باشد و نیز این را بداند که به چه شیوه­ای باید این نقشها را به مردمش واگذار کند.

4- جامعه باید دارای یک نظام ارتباطی کارآمد باشد.

5- جامعه به یک رشته هدفهای مشترک و روشن نیاز دارد و همچنین هر جامعه­ای به روشهایی برای تنظیم وسایل دستیابی به این هدفهای مشترک نیاز دارد.

6- هر جامعه­ای باید تظاهرات عاطفی مردمش را تنظیم کند، زیرا عواطف افسارگسیخته می­تواند سرچشمۀ دیگر هرج­ومرج باشد.

7- هر جامعه­ای برای بقای خود، به اجتماعی کردن اعضایش نیاز دارد.