خشونت اجتماعی از کجا شکل می گیرد؟
در بین انواع خشونت، متأسفانه خشونت خانگی در بسیاری جوامع عادی شده و امری طبیعی می نماید.حال آنکه انواع دیگر خشونت حتی اگر یکبار هم اتفاق بیفتد، جرم محسوب می شود.خشونت خانگی به هر خانه ای سر می زند و آثار بسیار ویرانگر و مخربی بر قربانیان، کودکان،خانواده و اجتماع دارد.خشونت خانگی به یک طبقه اجتماعی یا اقتصادی خاص ، نژاد، سن ویا مرز جغرافیایی خاص محدود نمی شود.هر زن و کودکی در هر نقطه دنیا می تواند یک قربانی باشد.
به بیراهه رفته ایم اگر فکر کنیم که خشونت بر مبنای جنسیت فقط مختص کشورهای جهان سوم است، بلکه بر عکس، خشونت بر مبنای جنسیت مشکل کشورهای بسیار پیشرفته نیز هست.در سر تا سردنیا از هر سه زن یک زن به نوعی مورد آزارواذیت قرار می گیرد و از هر چهار زن یک زن در زمان حاملگی مورد خشونت قرار گرفته است .لذا با توجه به اینکه خشونت علیه زنان در خانواده و جامعه فرا گیر بوده و از مرزهای در آمد،طبقه و فرهنگ می گذرد، باید اقدامات فوری و موثر برای محو این واقعه انجام شود.در این راستا تشویق مردان به مشارکت جهت تقبیح و نهایتا امحاءخشونت علیه زنان بسیار ضروریست .
چرا کار با مردان برای پیشگیری از خشونت علیه زنان مؤثر است ؟
1- بسیاری از زنان می خواهند که مردان قدم پیش گذارده و علیه خشونت موضع گیری کنند .
2- بسیاری از مردان با خشونت مردان علیه زنان موافق نیستند، معهذا هیچ اقدامی جهت مبارزه و خاتمه دادن به آن نمی کنند . این مردان باید بسیج شوند تا از خشونت جلوگیری نمایند .
3- بیشتر خشونت توسط مردان اعمال می شود و لذا بر عهده آنان است که خشونت را خاتمه دهند .
4- مردان خشن به دنیا نیامده اند بلکه در نتیجه عقاید و هنجارهای غلط مربوط به مفهوم مرد بودن خشن شده اند . کار با مردان و پسران می تواند این عقاید و هنجارها را تغییر دهد و مردان را در نفی خشونت حمایت کند .
5- مردان پتانسیل پایان دادن به خشونت را دارا هستند . آنها نه تنها می توانند انتخاب کنند که اعمال کننده خشونت نباشند بلکه می توانند تصمیم بگیرند که در جهت تغییر نگرشها و فرضیاتی که خشونت بر مبنای جنسیت را حمایت می کنند مبارزه نمایند .
6- خشونت بر مبنای جنسیت علیرغم سالها تلاش کماکان ادامه دارد . حلقة گمشده این مبارزه، عدم مشارکت مؤثر مردان در پیشگیری از خشونت است .
7- مردان نیز خشونت را تجربه کرده اند ، خیلی از آنها بازماندگان خشونت هستند اما فقط اندکی از آنها حمایت لازم برای بهبود آلام خویش را دریافت کرده اند .
8- مردان و پسران به گروه های هم سن و سال خود گوش فرا می دهند . ما باید مردان و پسران را بسیج نمائیم که در جهت اشاعه پیام جلوگیری از خشونت در خانواده ، محیط کار و اجتماعات اقدام نمایند.
9- اغلب تصمیم گیرندگان و رهبران عقیدتی مردان هستند . ما نیاز به کار آنها داریم که حمایت های اخلاقی ، روانی ، مالی و سیاسی لازم برای جلوگیری از خشونت را به دست آوریم .
آری ما آمدیم تا باور کنیم همدیگر را که می شود و می توان راه و منش جلال آل احمد ها را گرفت و به سرانجام رساند ما هم می توانیم در جامعه شناسی حرفی جدید از جامعه نوین داشته باشیم اگر بخواهیم!