تعاون و مشارکت در جامعه
مهمانی ها و پذیرایی های سخت و بزرگ را با همیاری همسر و فرزندان، بهتر و راحت تر انجام می دهیم و در محیط سکونت کارهایی از قبیل نظافت کوچه و محله، دستگیری از مستمندان را به آسانی عملی سازیم.
قطعاً اگر روحیه تعاون در جامعه زنده شود،در انجام بسیاری از کارهای اجتماعی، هرگز منتظر «دولت» نمی مانیم، بلکه از طریق همکاری و همیاری، بهتر و سریع تر آنرا انجام می دهیم.
واقعاً اگر این کلام الهی را همواره به یاد داشته باشیم که (در کارهای نیک و شایسته بر اساس تقوی و پاکی، به یکدیگر کمک نماییم و یار و همراه هم باشیم)؛ جامعه ای خواهیم داشت پر از صفا و یکرنگی، خانه ای خواهیم داشت مملو از نشاط و صداقت و بالاخره فردایی خواهیم داشت همراه با سعادت و نیک بختی!1
همیاری در نیکوکاری و پرهیزگاری و مسائلی شبیه به آن با همبستگی و نوع دوستی در پیوند است1 که رشد و سعادت جامعه را به همراه دارد. پس بیائیم با در کنار هم بودن قدر یکدیگر بدانیم.
از لحاظ جامعه شناسی در تعاون افراد و گروهها برای نیل به هدف های عمومی فعالیت های خود را متحد کرده و از کمک یکدیگر برخوردار باشند و موفقیت یک فرد یا یک گروه عین موفقیت افراد و گروه های دیگر باشند ادامه حیات اجتماعی تا حد زیادی مربوط به همکاری و اشتراک مساعی افراد جامعه است.2 در سازگاری اجتماعی فرد ضمن اینکه با دیگران به سر می برد استقلال و هویت خود را از دست نمی دهد؛ به عبارت دیگر، انسان ضمن حفظ ویژگی های فردی در صدد تفاهم و وحدت با دیگران بر می آید. در اسلام وحدت و یکپارچگی مسلمانان مورد تاکید قرار گرفته است: ﴿ وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاء بَعْضٍ...﴾3 [مردان و زنان با ایمان همکار و دوست یکدیگر هستند.]
در همکاری، وحدت هدف، تقسیم کار، قبول مسئولیت، هماهنگی فعالیت ها و برخورداری همه از کار جمعی، عناصر اصلی را تشکیل می دهند. اگر افراد یک اجتماع اساسی زندگی را بر همکاری استوار سازند همه از نتیجه اقدام و فعالیت جمع بهره مند می شوند. پیامبر بزرگ اسلام تعهد اجتماعی و قبول مسئولیت در جامعه را شرط مسلمان بودن تلقی فرموده است: «مَن اَصبحَ و لَم یَهتم بامورالمسلمین فلیسَ بمسلمٍ»1: کسی که روز را آغاز کند و در حل مشکلات مسلمانان اقدام ننماید مسلمان نیست.زمانی کارها به راحتی و سهولت انجام می گیرد که با هم باشند.دراينجا به بايدها و نبايدهادرتعاون مي پردازيم:
ارتباط تعاون و تقوا
واژ ه ي «بِِرّ» 22 بار در قرآن کریم آمده که در آن سفارش به تعاون شده است: که راه رسیدن به برّ با بذل و انفاق مال محبوب، به نیازمندان میسر مي شود.
«تقوی» 248 بار در آیات متعددی با واژه هایی همانند تقوی 15 بار، متقین 43 بار، اتقوا 69 بار، تتقون 19 بار و 102 مورد سایر مشتقات این کلمه در قرآن آمده است که در آن تاکید به همیاری شده است.
یکی از مهمترین تاکیدهای قرآنی در مساله تعاون، که اساس سنت اسلامی است و خدای سبحان در کلام مجیدش کلمه «برّ» را تفسیر کرده و فرموده: ﴿ لَّيْسَ الْبِرَّ أَن تُوَلُّواْ وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِوَالْمَغْرِبِ وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِوَالْمَلآئِكَةِ وَالْكِتَابِ وَالنَّبِيِّينَ وَآتَى الْمَالَ عَلَى حُبِّهِ ذَوِيالْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَالسَّآئِلِينَوَفِي الرِّقَابِ وَأَقَامَ الصَّلاةَ وَآتَى الزَّكَاةَ وَالْمُوفُونَبِعَهْدِهِمْ إِذَا عَاهَدُواْ وَالصَّابِرِينَ فِي الْبَأْسَاء والضَّرَّاءوَحِينَ الْبَأْسِ أُولَئِكَ الَّذِينَ صَدَقُوا وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ﴾2: [نيكوكارى آن نيست كه روى خود را به سوى مشرق و [يا] مغرب بگردانيد بلكه نيكى آن استكه كسى به خدا و روز بازپسين و فرشتگان و كتاب [آسمانى] و پيامبران ايمان آورد ومال [خود] را با وجود دوست داشتنش به خويشاوندان و يتيمان و بينوايان و درراهماندگان و گدايان و در [راه آزاد كردن] بندگان بدهد و نماز را برپاى دارد وزكات را بدهد و آنان كه چون عهد بندند به عهد خود وفادارانند و در سختى و زيان و بههنگام جنگ شكيبايانند آنانند كسانى كه راست گفتهاند و آنان همان پرهيزگارانند].
[نیکی تنها نزد کسی است که به خدا و روز جزا ایمان دارد] و کلمه «تقوی» به معنای مراقب امر و نهی خدا بودن است، در نتیجه معنای تعاون بر برّ و تقوا به این است که جامعه مسلمین بر ایمان و عمل صالح ناشی از ترس خدا اجتماع کنند، و این همان صلاح و تقوای اجتماعی است، و در مقابل آن تعاون بر گناه، یعنی عمل زشت که موجب عقب افتادگی از زندگی مطلوب است و «عدوان» که تعدی بر حقوق حقه مردم و سلب امنیت از جان و مال و ناموس آنان است، قرار می گیرد.
1- غرویان، محسن. 1368. اخلاق اسلامی در اردوها و محیط های جمعی. تهران: انتشارات شفق. ص 11.
1- مدرسی، سید محمد تقی. 1386. درونمایه ها و محورها. مترجم محمد تقی، صابری . مشهد: بنیاد پژوهش های اسلامی.ص28.
2- شریعتمداری،علی. 1380. اصول و فلسفه تعلیم و تربیت. تهران: انتشارات امیر کبیر. ص 25.
3 - ( توبه/ 71)
2- (البقره/177)
آری ما آمدیم تا باور کنیم همدیگر را که می شود و می توان راه و منش جلال آل احمد ها را گرفت و به سرانجام رساند ما هم می توانیم در جامعه شناسی حرفی جدید از جامعه نوین داشته باشیم اگر بخواهیم!