پرسش های اساسی

  • پرسش های اولیه با این سئوال شروع شد که چرا مردان از کودکان مراقبت نمی کنند
  • چرا مردان باید فرصت تفریح داشته باشند و زنان نه ؟

-         جامعه شناسی زنان نیز با این هدف که علت پدیده های اجتماعی را باید جست و برای آن درمان و نسخه تدارک دید به مسئله زنان نیز به این دید نگریسته شد ، اما دیدگاه جامعه شناسان به زن دیدگاهی جانبدارانه است و موضوعات خاصی را تا کنون دنبال نموده است ، اگر دیدگاهی زمانی مورد توجه قرار گیرد باز هم در اکثر تعابیر و مسائل یافته شده جای شک و تردید وجود دارد و در بیشتر این موارد به زن به عنوان یک نقش جبری و محصول طبیعت زن دانسته اند

از طرفی باورهای عرفی و نظریه ها درک و رابطه بین پدیده ها را به درستی مشخص نکرده است و ارزشهای یک سوء نگرانه فردی و نه شواهد و قرائن همه به سوی پیش داوری از زن حرکت نموده است و جامعه شناسی مردانه برای زنان ارزش خاصی قائل نبوده و برای تجربیات زنان اعتبار درنظر گرفته نشده است و آن را ذهنی و شخصی در نظر می گیرند.

نقد فمینیستی جامعه شناسی

  • کار جامعه شناسی عمدتا تحقیق درباره مردان است و نظریه ها مردانه می باشد
  • یافته های مردانه به همه جامعه و مردم تعمیم داده می شود
  • حوزه های زنانه همواره نادیده گرفته شده و می شود
  • تصویری تحریف شده از زن و واقعیت های موجود او در تحقیقات اجتماعی وجود دارد
  • جنس و جنسیت به ندرت در مطالعات اجتماعی مورد مطالعه و تحلیل قرار می گیرد و اکثرا به عنوان یک متغیر تیین گر تلقی می شود یا متغیر اصلی

لذا جامعه شناسی در بهترین شرایط خود در خصوص زن دو حالت را دنبال نموده است

-         در بهترین حالت : کور جنس بوده است یعنی عدم تشخیص موقعیت زنان در تحقیقات و یافته ها

-         در بدترین حالت: جنس پرست بوده: تعریفی از تجربیات زنان در کارها نداشته است

دلایل جنس پرستی در جامعه شناسی

-         جامعه شناسی از سرچشمه خود جانبدارانه بوده است

-         جامعه شناسی عمدتا مرداده است

-         ایدئولوژی های جنسبت به شکل خاص شکل می گیرد

 

 

اما ریشه مشکل و شکل گیری این وضعیت را باید در تاریخ قرون وسطی را باید در مدل زیر جستجو نمود

 

 

به این تعبیر می توان نتیجه گرفت که جامعه شناسی را دارای دو قلمرو اساسی دانست

-         قلمرو عمومی دولت  بوده و مبنای آن بازار کار است که کاملا مردانه تعریف شده است (مردانه)

-         قلمرو خصوصی خانه که به واسطه روابط خانواده محیطی پنهان است که برای زنان تعریف شده است و نادیده گرفتن این فضا و محیط منجر به جایی این دو حوزه گردیده است و نگرش مردان بر پایه این قلمروها شکل گرفته است. از طرفی فمینیست ها نیز به دلیل اینکه نیمی از جمعیت را زنان تشکیل می دهد و عدم حضور آنان در قلمرو عمومی را زیر سئوال برده و حتی در قلمرو خصوصی نیز نادیده گرفته شده را مطرح می نمایند .

-         با این اوصاف جامعه شناسی علاوه بر طبقه به نژاد و جنس و سن به مسئله جنسیت و جنس نیز باید اهمیت قائل شود زیرا ایدئولوژی مردانه نظریه های مرد محور را متکی بر واقعیت می دانند و فرودستی را تحکیم و توجیه می کنند این ایدولوژی مسلط راحت تر ارای خود را طبیعی قلمداد می کند زیرا تولید و بازتولید توسط طبقه قدرت صورت می پذیرد و موانع قدرت مردانه دانش فمنیستی را کم اهمیت و بی ارزش به حساب می آورد و از حایشه رانده شدن آن صحبت می کند و دلیل اصلی این مسئله را نیز مهار طبیعت دانسته به نحوی که زنان به خاطر مسائل جنسی به طبیعت نزدیکتر هستند تا مردان و تاکید بر شیوه تولید مثل است از طرفی لطیف بودن جنس زن به این موضوع کمک زیادی کرده است

-         اما ایدئولوژی زنانه فمینیست ها معتقد است جنسیت دست پرورده اجتماع است که نقش محصول جبری است و همانگونه که برخورد والدین و معلمان با جنس زن متفاوت است در جامعه نیز این شکل می گیرد مردان باید دارای جنسی خشن باشند و زنان لطیف در صورتی که زنان مردصفت و مردان زن صف الفاظ نادرستی به خود می گیرند

رویکردها در جامعه شناسی زنان

  • رویکرد ادغام : این دیدگاه جنس پردستی مردانه دانسته و برطرف کردن جانبداری از نظریه ها دست زدن به تحقیقات که زنان منظور شده باشد را راهکار می داند و حذف گرایش جنس پرستانه از تحقیقات و نتایج علمی
  • ایراد : در حاشیه ماندن زنان و صرفا قرار گرفتن در کتب و درس ها از افات این رویکرد می تواند باشد
  • رویکرد جدایی طلبی : زنان جامعه شناسی خاص خود را داشته باشند و جنسیت نخستین عامل تقسیم بندی جامعه باشد این رویکرد نگاه کل نگر است به مسئله زن
  • ایراد: زنان برای ابد به حاشیه رانده خواهند شد و جامعه شناسی مردانه با خیال اسوده به مسیر خود ادامه خواهد داد، نادیده گرفتن مردان در نظریات جامعه شناختی زنان بخشی از واقعیت است و برده کشی مردان گسترش خواهد یافت
  • رویکرد بازسازی : این رویکرد با تاکید بر تفاوت ها ضرورت بازسازی مفاهیم و دگرگونی برخی مفاهیم اساسی و دگرگونی در مفاهیم با قابلیت مشمول شدن زنان را در دستور کار دارد .
  • ایراد: عدم درک این ضرورت از سوی صاحبت نظرات جامعه شناسی که اصولا مردانه هستند باعث مقاومت در برابر این مسئله خواهدشد.

اما از دیگر مشکلات جامعه شناسی فمینیستی این مسئله است که این دانش برای زنان است نه درباره زنان که با استیلای نابرابری زنان را نادیده گرفته و این امر نهادینه شده است

نقطه آغاز جامعه شناسی فمینستی

-         فرودست بودن زنان را قابل بررسی و تحلیل می داند

-         سرکوب زنان و اقتدار مردان را شناخته و این اقتدار آزادی زن را محدود می کند

-         سرچشمه اصلی مسئله قدرت است و ریشه را ستم دولت و اقتصاد در این موضوع می داند

اما تکلیف و وظیفه اصلی جامعه شناسی شناسان فمینیست را باید در بررسی زیر جستجو کرد

-         بررسی رابطه فرد با ساختار اجتماعی جوامع

-         ارتباط تجربیات زندگی روزمره زنان با ساختار اجتماع

-         ارتباط اقتدار مردان در مناسبات شخصی

نگرش های مختلف در حوزه جامعه شناسی فمینیستی وجود دارد که به بخشی از آنان اشاره می کنیم

الف) نگرش لیبرال یا اصلاح طلب

          این نظریه به تساوی حقوق زن و مرد اهمیت قائل است و از لحاظ عقلی و جنسی زن و مرد را با هم برابر می داند و اعتقاد دارد که باید از حقوق یکسان برخوردار باشد

ب) نگرش مارکسیستی

          این نظریه علل ستم به زنان را جلوگیری از ورود آنان به عرصه های تولید می داند و مبارزه برای رهایی از این تفکر را در دستور کار خود دارد که هدف رهایی از طبقه کارگر موضوع اصلی آن است

ج) نگرش رادیکال

          این نظریه مسئله اصل برای رهایی از قید کنترل را مبارزه و پیکار دانسته و مسئله اصلی ستم بر زن است به نوعی به نظریه مارکسیستی نیز نزدیک می باشد و هدفش جلوگیری از ستم به زنان است

د) نگرش سوسیالیست

          این نظریه مردسالاری را پدیده ای دگرگون پذیر معرفی می کند و امکان تغییر و پویا شدن آن را داده و می گوید که تفاوت ها ساخت اجتماع هستند و قابلیت تغییر داردند

توافق همه فمینیست ها بر سر مسائل زیر وجود دارد

-         ستم و سرکوب زنان مسئله مهم و اصلی است

-         منافع مشترک در ستم دیدگی زنان

-         نابرابری جنسی در اولویت قرار داد

-         مردان از زنان بهره کشی می کنند لذا در این خصوص زنان منافع مشترک دارند

-         مردان نیروی کار خود را می فروشند ولی زنان نیروی کار خود را رایگان در اختیار جامعه قرار می دهند

در پایان نیم نگاهی به نظریه دین اسلام در مورد حقوق زن و مرد هم داشته باشیم که اسلام زن و مرد را دارای نفس واحد دانسته و تساوی حقوق را تاکید کرده در کنار این تساوی عدم تشابه را نیز مد نظر قرار داده است و حق مدیریت در خانه بر مردان گذاشته ان هم به دلیل برتری جنسی مرد است

از لحاظ حقوقی حقوق مساوی در کسب وکار- مالکیت /تجارت/ آزادی را برای همه یکسان درنظر گرفته است که هر دو در مقابل هم دارای حقوق متقابلی هستند که باید رعایت شود

آیه 32 سورء نساء وسایر آیات این سوره به این موضوع تاکید دارد